تبليغاتX
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر(یا حسین)

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر(یا حسین)

لطفا با آرامش و حساسیت جابه جا کنین چون شکستنیه ها تو رو خدا مواظب باشین

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 9:29 قبل از ظهر توسط علی اکبر |

سلام بر همه

عزیزان من ناز نازای من این اربعین رو به همه تسلیت می گم

و آرزوی قشنگ ترین لحظات را برای شما دارم ان شالله که تمام عزا داری های شما مورد در گاه رضای خداوت کریم و بزرگ باشه عشق من حسین بی سرو سامان تو ام یا حسین خدایا وقتی به حسین فکر میکنم اشکم در میاد ایا کسی هست که امام عزیزمونو دوس نداشته باشه وای اگه باشه من از اون متنفرم قلبم برای حسین می تپه خدایا در آخر امام عزیزمان مهدی عج را هم در هر جایی هست در سلامت کامل قرار بده جانم فدای مهدی

نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط علی اکبر |

خدایا من به جز تو هیچکیو ندارم

به جز تو میمیرم از پا میفتم

خدایا سخته بی تو سخته

تنها پناهم تویی

یارو یاور تنهاییام تویی

شبها اگه تو رو صدا نکنم خاب ندارم

روزاها در انتظار دعا های شبهامم

خدایا من تنها از تو میترسم

ترس من از تو به دلیل عظمت کبریای توه

من برای تو مانند یک نقطه بسیار کوچیک در برابر دریا هستم

خدایا این زندگی سخته ادماش عجیب و غریب هستن من میترسم

یکی شون میگه خوبم ولی خوب نیست ! من میترسم از ریا کاری و دورویی و نیرنگ

من تنها بنده تو ام

خدایا ادمها برای پول حاضرند سر یک دیگر مثل خودش را ببرن وای چقد عجیب و ترسناک!

حاضرند دروغ بگن تا بشن اول

حاضرند ریا بکنن تا بگن من مومنم

حاضرند خودشونو به ظاهر خوش برخورد و مودب بزارن اما در باطن کثیف و بد اخلاق

حاضرند خودشونو در ظاهر امین  نشان دهند اما در باطن نا امانت دار

حاضرند در ظاهر بسیار پاک و بی آلایش نشان دهند ولی در باطن پلید و بسیار شیطان صفت

خدایا دیگه نمیتونم بگم میترسم خودت تو این همه ادم ها منو یاری کن تو فقط می دانی دلم چقدر پاک و بی آلایشه تو فقط می دانی هنوز به کسی ظلمی نکردم خدایا تو منو یاری کن ای یاری گر مهربان و رحیم.

نوشته شده در سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 10:21 قبل از ظهر توسط علی اکبر |

سلام به دوستان نازم



من میخام برام بهترین لحظات عمرتونو برام بنویسید ؟



همچنین شعرای زیبا و عاشقانه دوس دارم لطفا بزارید ممنون از حضورتون


نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 4:8 بعد از ظهر توسط علی اکبر |


بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میدوم اگه بیه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم

اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گردو نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره

اگر مدیر بودم یکی از شرایط ثبت نام را عشق می گذاشتم اگر دبیر ریاضی بودم عشق را با عشق جمع می کردم اگر معمار بودم قصری از عشق می ساختم اگر سارق بودم فقط عشق می دزدیدم اگر بیمار بودم تنها شربتی که می نوشیدم فقط شربت عشق بود اگر درجه دار بودم فقط به عشق سلام می دادم اگر پلیس بودم هرگز عشق را جریمه نمی کردم اگر خلبان بودم در اسمان عشق پرواز می کردم اگر دبیر ورزش بودم به بچه ها می گفتم با عشق نرمش کنید اگر خواننده بودم فقط از عشق می خواندم اگر ناخدا بودم همیشه در ساحل عشق لنگر می انداختم اگر نجار بودم عشق را قاب می گرفتم.

نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 10:0 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

این شب یلدا را به همه دوستان گلم

 تبریک میگم



نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

خدایا منو تنها نذار































نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

خدایا خدایا من در عجبم که چرا چرا به حسین رحم نکردند و چرا به زنان و خانواده او رحم نکردند

مگر آنها انسان نبودند مگر در دل رحمی نداشتند مگر خود کودک شیرخوار نداشتند می گویم با حسین

سر جنگ را داشتند پس به آن کودک شیرخوار چه کاری داشتند او که گناهی نداشت فقط آب می خواست

شیر می خواست واقعاً که حیوان صفت بوده اند و من برای حسین همیشه داغدارم و گریان و خدایا دوست

دارم در راه حسینم جان بدهم در این راه یاری ام کن.

نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 10:10 قبل از ظهر توسط علی اکبر |

دکتر شریعتی میفرماید:

دوستت دارم‌ها را نگه می‌داری برای روز مبادا،

  دلم تنگ شده‌ها را، عاشقتم‌ها را…

  این‌ جمله‌ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی‌کنی!

  باید آدمش پیدا شود!

 باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا، از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد!

 سِنت که بالا می‌رود کلی دوستت دارم پیشت مانده، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده‌ای و روی هم تلنبار شده‌اند!

 فرصت نداری صندوقت را خالی کنی.! صندوقت سنگین شده و نمی‌توانی با خودت بِکشی‌اش…

 شروع می‌کنی به خرج کردنشان!

 توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

 توی رقص اگر پا‌به‌پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

 توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

 در سفر اگر شوخ و شنگ بود اگر مدام به خنده‌ات انداخت و اگر منظره‌های قشنگ را نشانت داد

 برای یکی یک دوستت دارم خرج می‌کنی برا ی یکی یک دلم برایت تنگ می‌شود خرج می‌کنی! یک چقدر زیبایی یک با من می‌مانی؟

 بعد می‌بینی آدم‌ها فاصله می‌گیرند متهمت می‌کنند به هیزی… به مخ‌زدن به اعتماد آدم‌ها!

 سواستفاده کردن به پیری و معرکه‌گیری…

 اما بگذار به سن تو برسند!

 بگذار صندوقچه‌شان لبریز شود آن‌‌وقت حال امروز تو را می‌فهمند بدون این‌که تو را به یاد بیاورند

 غریب است دوست داشتن.

 و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...

 وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد ...

 و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛

 به بازیش می‌گیریم هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.

 تقصیر از ما نیست؛

 تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آبان 1390ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

آروم آروم
دارم از یادت میرم
عشق من کاری کن
دارم از دست میرم
من هنوز حاضرم
واسه تو بمیرم
اخه به عشقت اسیرم

آروم آروم
دارم از یادت میرم
عشق من کاری کن
دارم از دست میرم
من هنوز حاضرم
واسه تو بمیرم
اخه به عشقت اسیرم

کاش میشد یه دفعه
فقط یه دفعه
بگی دوستم داری
ازت چی کم میشه
سر تو رو شونم
حس کنم
یه دفعه

کاش میشد یه دفعه
فقط یه دفعه
بگی دوستم داری
ازت چی کم میشه
سر تو رو شونم
حس کنم
یه دفعه

نوشته شده در دوشنبه دوم آبان 1390ساعت 8:17 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

تو را که دارم دنیا مال من است
دیگر آرزویی ندارم ، همان یک آرزوی من ، همیشه با تو بودن است
صدای تپشهای قلبم ، هنوز باور ندارم که عاشقم
هنوز باور ندارم که بدون تو هیچم
اگر تو نباشی ...
آری عزیزم ... میمیرم
تو را که دارم ، عشق را با تمام وجود حس میکنم
لطافت عشق را لمس میکنم ، برای چند لحظه نفس را در سینه حبس میکنم
و یک نفس فریاد میزنم عشق من دوستت دارم
نمیدانم باور کرده ای که تنها تو را دارم 
باز هم میگویم عزیزم ، تو آنقدر خوبی که من لیاقت تو را ندارم
درهای قلبم را بر روی همه بسته ام
هنوز در شور و شوق این عشق به حقیقت پیوسته ام
وقتی که فکر میکنم که با توام 
نه معنی تنهایی را میدانم و نه حس میکنم که خسته ام
اینک که دارم برایت از احساسم نسبت به تو مینویسم
میدانم لحظه ای که آن را برایت میخوانم تو با شنیدن این احساس اشک میریزی
پس همین حالا خواهش قلبم را بپذیر و اشک نریز ،
اینها همه حرف دلم بود عزیز
من که گفتم اشک نریز ، پس چرا اینک چشمهایت شده خیس؟
قطره های اشکت بر روی قلبم ریخته
قلبم با تمام وجود طعم شیرین عشق را با تو چشیده
نمیدانی چقدر خاطر تو برایم عزیزه
تا به حال یار وفاداری را مانند تو ندیده
تو را که دارم دنیا مال من است،
دیگر آرزویی ندارم چون همان یک آرزویم که تو بودی به حقیقت پیوسته است

نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

خاکم نکنید

بذارید اونم برسه

بذارید اونم ببینم

وقتی به حرفم میرسه

خاکم نکنید

هنوز عشقم رو ندیدم

این همه آماده شدم

یه کفن دورم کشیدم

تابوت منو بذارید اونم بگیره

حس کنم عاشقمه

وقتیکه گریش می گیره

اشکای اونو کی بجای من کنه پاک

خداحافظ عشقم

که منو بردن زیر خاک

خاکم نکنید

بذارید اونم ببینه

پیکر آشفته ی من

بی رمق روی زمینه

خاکم نکنید

بهش بگید حالا که مردم

توی این جشن خشک و خالی

اونو به خدا سپردم

بعد رفتن من

3،2 روز تنهاش نذارید

روی سنگ قبرم

آیینه و شمدون بذارید

میبینی چی شد

عشق ما با تو

عاشق تو مُرد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390ساعت 9:9 قبل از ظهر توسط علی اکبر |

خدایا دیگه خسته نیستم

دیگه عاشق زندگی کردنم

دیگه نمیخام بمیرم

من بی تو میمیرم

من آرزوم همینه که دارم

میخام دریای وجودم همیشه باشه و من مثل ساحل در کنارش باشم

من با اون آرومم تا خیس عمق وجودش شم......

من دیگه تنها نیستم

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مهر 1390ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

خدایا خسته ام

نمیدونم چرا

ولی چرا باید زنده بمونم

وقتی که هیچ کی منو دوس نداره

هر کی رو که عاشقش بودم گرفتی

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مگه من چه گناهی دارم که این کارو باهام میکنی

منم مثل هر کی بنده اتم دیگه/اخه چرا من؟!

کم مونده دیگه خانوادمو بگیری آخه چرا من

مگه من چه بدی کردم اگه من بدی کردم چرا اونایی که دوسشون داشتمو داری میگیری چرا منو

نمی کشی. اینطوری دیگه عذاب نمیکشم.ولی وقتی زنده ام و می بینم عشقم از رابطمون خسته شده

عذاب می کشم

خدایا چرا با من این کارو میکنی

آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 8:28 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

  و ان یکاد الذین کفرو لیزلقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الا ذکر للعالمین


 من تو را دوست دارم.. دیگری تو را دوست دارد.. دیگری دیگری را دوست دارد.. و این چنین است که ما تنهاییم..

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

 اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

 وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

دکتر

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط علی اکبر |

عادت کرده ایم
معنی کنیم
عشق را غم
و
زندگی را رنج
با اینکه حتی نمیدانیم
چگونه عشق بورزیم
و چگونه
زندگی کنیم؟!

با من ازدواج کن
تو این فکرها را در ذهنم زنده کردی
پس میدانی چگونه
در عشق زندگی کنیم!

با من ازدواج کن
تو براي من
غم رنج کشیدن را کمتر میکنی؛
شاید
بدون درد نیز
بتوانیم زندگی کنیم.

با من ازدواج کن
بگذار عشق غمناک
زندگی دردناک
و رنج هولناک پیش رو را
ما هم حس کنیم!

با من ازدواج کن
حتی اگر پایان داستانمان را
چون دیگران
با غم و رنج تمام ...

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

نوازشم کن نترس تنهایی واگیر نداره... آنقدر مرده ام که هیچ چیز نمی تواند مردنم را ثابت کند وآنقدر از این دنیا سیرم که روز مرگم را جشن میگیرم و اگر این دنیا را دوست داشتم روز تولدم نمی گریستم..


اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

اگر واقعا عاشقش باشی ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

اگر واقعا عاشقش باشی ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

اگر واقعا عاشقش باشی ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

دلم خوش نیست،مدتهاست مادر
گل دلبند تو تنهاست مادر
چرا در پای او آبی روان نیست
چرا اطراف او صحراست مادر
قناری های محبوبش کجایند،
قفس؛این قصه ی دنیاست مادر!
نسیمی از بهشت زیرپایت
برایش مثل یک رویاست مادر

چرا رویای ما رویاست مادر
چرا فردای ما فرداست مادر
نگو این سرنوشت ماست مادر
نگو این سرنوشت ماست مادر
….
دلم خوش نیست ، مدتهاست مادر
گل دلبند تو تنهاست مادر

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 7:35 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

رمضان مبارك ماه پاكي ها

ماه خدا

ماه قرآن

ماه شب قدر

مبارك   باد......!

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد 1390ساعت 9:14 قبل از ظهر توسط علی اکبر |

خدایا کاری کن مهدیمان

عزیزمان همیشه

و همه جا در سلامت باشد

الهی جانم فدای مهدی

اللهم عجل لولیک الفرج

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 7:57 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

مطالب زیبا برای فیس بوک


خانه دوست کجاست ؟


در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد  


رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید


و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت


نرسیده به درخت


کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است


و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است


می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ سر بدر می آرد


 پس به سمت گل تنهایی می پیچی


دو قدم مانده به گل


پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی


و ترا ترسی شفاف فرا می گیرد


در صمیمیت سیال فضا خش خشی می شنوی


کودکی می بینی


رفته از کاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور


 و از او می پرسی


خانه دوست کجاست؟

 


به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است.



حرف هایم ، مثل یک تکه چمن روشن بود.
من به آنان گفتم:
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.


و به آنان گفتم : سنگ آرایش کوهستان نیست
همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ .
در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است
که رسولان همه از تابش آن خیره شدند.
پی گوهر باشید.
لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید.


و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم
و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ .
به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت.


و به آنان گفتم :
هر که در حافظه چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند.
هرکه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود.
آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند
می گشاید گره پنجره ها را با آه.


زیر بیدی بودیم.
برگی از شاخه بالای سرم چیدم ، گفتم :
چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید؟
می شنیدیم که بهم می گفتند:
سحر میداند،سحر!



سر هر کوه رسولی دیدند
ابر انکار به دوش آوردند.
باد را نازل کردیم
تا کلاه از سرشان بردارد.
خانه هاشان پر داوودی بود،
چشمشان را بستیم .
دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش.
جیبشان را پر عادت کردیم.
خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم.



 

دلم گرفته نازنین...

گریه ام میگیره

 وقتی بی کسم و نمی تونم

      به همه بگم غریبم و عاشق!



شبي به دست من از شوق سيب دادي تو

نگو كه چشم و دلم را فريب دادي تو

تو آشناي دل خسته ام نبودي  حيف

و درد را به دل اين غريب دادي تو.


نوشته شده در شنبه یازدهم تیر 1390ساعت 2:15 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

سلام

عیدتان مبارک

مبارک

مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــباد

این عید

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 5:54 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

معراج - اثر سلطان محمد

وفات پیامبر (ص) اکرم  وشهادت   امام حسن مجتبی(ع )امام رضا(ع) تسلیت  باد

مهدی جان پس کی میایییییی........................

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 4:25 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

سال همت مضاعف و کار مضاعف مبارک

Oh God, do all the work so that you be

pleased with our successful

فرا رسيدن ماه نور ماه مبارك

رمضان بر همگان مبارك

همانطور كه رهبر عزيزمـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان فرمود بايد امسال

را با تلاش و كوشش خود ايران عزيز را بسازيم و اگر قبلا مسامحه ميكرديم

الان ديگر بايد تمام همت خود را براي موفقيت ايران بكنيم

كه با اين كار دشمنان را مايوس كنيم و در آخر مرگ بر آمريكا و مرگ بر

اسراييل و مرگ بر منافق سر ميدهيم.

خـــــــــــــــــــــــــــــــداوندا :

مرا واسطه عشـــــــــــــــق خود میان آدمیان کـــــــن

تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنــــم

مـــــــــــــــــــــــادر:

شد صفحه روزگار تیره
تا دفتر من گشود مادر
از هستی من، نشانه ای نیست
خود بودن من چه بود، مادر
ناموخت مرا زمانه درسی
رندانه ام آزمود، مادر
من در یتیم و گردش چرخ
از دست توام ربود مادر
در دامن روزگارم افکند
از دامن خود چه زود مادر
حالیست مرا که گفتی نیست
گریم همه رود رود مادر
هر روز سپهر سفله داغی
بر داغ دلم فزود مادر
از اختر من شدست گویی
دریای فلک کبود مادر
این ابر منم کز آتش دل
بر چرخ شدم چو دود، مادر
با من همه بخت در ستیزاست
من خاستم، او غنود، مادر
ابریشم بخت من تهی گشت
یکباره ز تار و پود، مادر
این کودک درد آشنا را
ایکاش نزاده بود، مادر
شعریست که در غم تو، فرزند
با خون جگر سرود مادر



سلام من اومدم

هديه

من از نهايت تاريكي و

از نهايت شب حرف ميزنم

اگر به خانه من امدي براي من اي مهربان چراغ بياور

و يك دريچه كه از آن

به ازدهام كوچه خوشبخت بنگرم

زیباترین عکس ها از زیباترین پروانه های جهان - www.jalalpic.com

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 10:3 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

بهبهبهبه

طبیعت زیبای استان کردستان در فصل بهار - www.bia2ax.irگل های رز فوق العاده زیبا و رنگارنگ - www.jalalpic.com

عکس های فوق العاده زیبا و بی نظیر از گلهای رز رنگارنگ - www.jalalpic.com

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 7:35 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

سلام

عیدتان مبارک

سال گاو بر شما

مباک

نوشته شده در جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 4:46 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

 

بازم سلام مهربونهای همیشگی من

من بدون شما واقعا خسته میشم و با شما سرزنده میشم

الان در حال خدمت کردن سربازی هستم

که هر از چند گاهی با یک مرخصی نزدیک کافی نت هم میام

پس اگه نبودم ببخشید

سلام دوستان من از عجب شیر اومدم کلی خوش گذشت

دلم براتون خیلی تنگ شده بود


   سلام دوستان

من میخوام برم خدمت

اگه گفتید کی میرم:

۲آبان میرم دقیقا همون ماهی که من متولد شدم

اگه گفتید کجا :

عجب شیر (خدا به دادمون برسه)

خوب دوستان دعام کنید

 اگه نبودم دیگه مجبورم

 اما من ۲۴ آبان متولد شدم یادتون نره نظر بدید. 

¤زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد¤

خب دوستان ما رفتیم

خدا نگه دار......

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 6:34 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

ماه خدا هم رفت ولی خیلی معنوی بود


سلام دوستان این  ماه عزیز را بهتون تبریک میگم اگه نبودم بازم ببخشید

اندازه بزرگتر

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

سلام دوستان من میخام زن بگیرم

میخام از این جوونهایی باشم که از طریق اینترنت ازدواج می کنند

تعجب نکنید!!!

شوخي كردم

اما ميخوام به اوناي كه ميخوان از اين طريق ازدواج كنم

 بگم كه ازدواج باي اولا با رسم و رسومات اسلامي

 ايراني انجام بشه و اينترنت دنياي مجازي است و

 واقعيت ندارد و جونها گول نخوريـــــــــــــــــد

 

از نظرات زیبایتان استفاده می کنم

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 8:38 بعد از ظهر توسط علی اکبر |

سلام

اول اینکه کلی ببخشید که این چند روز نبودم

دوم میخاستم پرونده ازدواج ببندم

زن ومرد اول باید ايراني(مسلمان) با ایمان باشن

دوم باید با اجازه پدر و مادر باشه

سوم باید همدیگرو بخان

چارم باید صداقت داشته باشن

پنجم باید اخلاقشون خوب باشه

و در آخر باید از نظر مالی در وضعیت بدی نباشن

حالا شاید پدر و مادر از ازدواج پسر یا دختر شون ناراضی بودن چی؟ باید به تمام جوانب فکر کرد و بعد نظر داد

و بدون این چیزا زندگی حرومه و یا جهنمه 


دوستون دارم یه عالمه

از همتون ممنون که بهم سر زدین

نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 8:5 بعد از ظهر توسط علی اکبر |


آخرين مطالب
» قلب
» اربعین حسینی
» خدایا تو تنها یار منی
» بهترین لحظات عمرتون کیه؟
» اشعار عاشقانه
» یلدا مبارک
» خدا
» یا حسین (ع)
» داغ دوست داشتن
» آروم آروم ...